دیدن صورت ناراحت هومنی وقتی بابا جونش خودش رو سریع به تخت میرسونه تا بخوابه و دردش کمتر بشه و شنیدن دعاهای از ته دلش که واسه بابا جونش دعا میکنه هم غصه دارم میکنه و هم امیدوار .
خدای مهربونم ممنونم بابت همه چیز . من همه چی رو از خودت میخوام . پس خودت هم جوابم رو بده .....
بعدا نوشت : همسر نازنینم مرسی که امسال هم اولین نفر تولدم رو تبریک گفتی . همین با این همه درد و فشار کاری و مشغله ذهنی که داری برای من یک دنیا ارزش داشت و بزرگترین هدیه بود .
امیدوارم به زودی قسمت بالای این پست رو حذف کنم . تا بعدا با خوندنش یاد این روزهای ناراحت کننده نیافتم.
همسر نازنینم
متشکرم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی. برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی. برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی. برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی. برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی. برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی. برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم" برای همه وقت هایی که در فکر من بودی. برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی. برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی. برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی. برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی. برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی. به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که : لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم " آغوش من همیشه برای تو باز است. همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم. همیشه پشتیبانت هستم.می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم. من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی. در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی. همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم. همین الان در فکر تو هستم. تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری. من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است. هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن. من هنوز در چشمانت گم شده هستم. تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.
برچسب:
نویسنده: بردیا محمدی