مریم جون گفت :از لحاظ رفتاری بچه خیلی خوبیه و مشکلی باهاش ندارم / فقط متاسفانه هنوز هم به من متکیه و تنهایی همه کارهاش رو انجام نمیده .حتی در ظرف چاشتش رو هر دفعه از من میخواد براش باز کنم و یا کاپشنش رو میخواد من تنش کنم . (الهی قربونش بشم چند روزی بود که هی میگفت مامان امروز هوا خیلی خوبه من کاپشن نمیخوام ؛ بعد چند روز که هر روز صبح با کلی توضیح و تفصیر راضیش میکردم که هوا سرده و باید کاپشن بپوشه یکروز قضیه رو لو داد و گفت آخه من ظهر که میخوام بیام خونه تنهایی نمیتونم کاپشنم رو بپوشم و ظاهرا هم روش نمیشده به مریم جون مهربونش بگه که کمکش کنه تا اونروز خودم با مریم جون صحبت کردم که فعلا یکم کمک حالش باشه تا بیشتر باهش تمرین کنم . البته 1 سال کوچکتر بودن هومنی از بیشتر همکلاسیهای مهدش هم بی تاثیر نیست و مشاور هم با این موضوع موافق بود )
خیلی ناراحتم که به دلیل عشق بیش از حدی که به فرزندم داشتم زود تر از این که به مهد بفرستمش واسه استقلالش فکری نکرده بودم و خدا رو شاکرم که متوجه این موضوع شدم و پیشرفت پسر نازنینم هم در این مورد خیلی خوب بوده .
و اما تمرینهای روزانه هومنی ادامه داره و خیلی بهتر از روزهای اول از عهده کارهای خودش و گاهی حتی کارهای من ! بر میاد . بله هومنی شدیدا کمک کار من شده و واسم میزی میچینه و جمع میکنه بیا و ببین .
برچسب:
نویسنده: بردیا محمدی